تبليغاتX
بی سکون

 خورشید

سوگند به خورشید و پرتوافشانی­اش. و سوگند به ماه چون از آن پیروی کند. و سوگند به روز چون روشنش دارد. و سوگند به شب چون آن را فروپوشد. و سوگند به آسمان و آنکه آن را برافراشت. و سوگند به زمین و آنکه آن را بگسترد.
و سوگند به نفس انسان و آنکه آن را سامان داد. آنگاه نافرمانی و پرهیزگاری­اش را در آن الهام کرد. به راستی هرکس که آن را پاکیزه داشت رستگار شد و به راستی هر کس که آن را فرومایه داشت، نومید شد.
قوم ثمود با طغیانش انکار پیشه کرد. آنگاه که شقاوت پیشه­ترینشان بر پاخاست. حال آنکه پیامبر خدا به آنان گفته بود این شتر خداوند است، او و بهره­ی آبش را رعایت کنید. سپس او را دروغ­زن شمردند و آن را پی کردند. آنگاه پروردگارشان آنان را به گناهشان به یکسان نابود ساخت و از عاقبت کارش نترسید.

از کتاب قرآن، نوشته­ی خدا، ترجمه بهاءالدین خرمشاهی.
مربوط1 : یک داستان کاملا مدرن بود. به خصوص انتخاب نام و فضاسازی­اش محشر است.

|+| نوشته شده توسط آرش به تاریخ شنبه هشتم فروردین 1388 و ساعت 16:15