سوگند به خورشید و پرتوافشانیاش. و سوگند به ماه چون از آن پیروی کند. و سوگند به روز چون روشنش دارد. و سوگند به شب چون آن را فروپوشد. و سوگند به آسمان و آنکه آن را برافراشت. و سوگند به زمین و آنکه آن را بگسترد.
و سوگند به نفس انسان و آنکه آن را سامان داد. آنگاه نافرمانی و پرهیزگاریاش را در آن الهام کرد. به راستی هرکس که آن را پاکیزه داشت رستگار شد و به راستی هر کس که آن را فرومایه داشت، نومید شد.
قوم ثمود با طغیانش انکار پیشه کرد. آنگاه که شقاوت پیشهترینشان بر پاخاست. حال آنکه پیامبر خدا به آنان گفته بود این شتر خداوند است، او و بهرهی آبش را رعایت کنید. سپس او را دروغزن شمردند و آن را پی کردند. آنگاه پروردگارشان آنان را به گناهشان به یکسان نابود ساخت و از عاقبت کارش نترسید.
از کتاب قرآن، نوشتهی خدا، ترجمه بهاءالدین خرمشاهی.
مربوط1 : یک داستان کاملا مدرن بود. به خصوص انتخاب نام و فضاسازیاش محشر است.
|
+| نوشته شده توسط آرش به تاریخ شنبه هشتم فروردین 1388 و ساعت 16:15