|
ساکنان عقربه ثانیه شمار
بود. همیشه بود. نبودنش را ما از سر ناچاری، برای اینکه بحثمان به جایی رسیده باشد، پذیرفته بودیم. حالا میخواستیم ببینیم کجاست، یا اینکه بفهمیم کجاییم. منطق و فلسفه میبافتیم. جدل میکردیم. بحثمان بالا میگرفت. رگ گردن بیرون زده به دفاع از اندیشهی انتزاعیمان میپرداختیم. بود. ما نبودیم. کافی بود چند لحظه خفهخون بگیریم تا صدای تیکتاکش را بشنویم! مربوط: خدا هم تیکتاک میکند لابد اگر خفهخون بگیریم! |+| نوشته شده توسط آرش به تاریخ چهارشنبه هفتم اسفند 1387 و ساعت 22:0 |

