تبليغاتX
بی سکون

 جامعه مدنی در نظامهای توسعه نیافته
این نوشته بالاخره در جایی آرام گرفت:

جامعه مدنی در نظامهای توسعه نیافته

|+| نوشته شده توسط آرش به تاریخ سه شنبه هجدهم فروردین 1388 و ساعت 22:30  

 
برخی از ایشان حقیقت را آنگونه که می خواهند نمی گویند.
برخی از ایشان حقیقت را آنگونه که ما می خواهیم نمی گویند.
و برخی از ایشان وجود حقیقت را انکار می کنند.

|+| نوشته شده توسط آرش به تاریخ جمعه چهاردهم فروردین 1388 و ساعت 0:15  

 
حدود سه ساعت از عمر عزیز را تلف کردم. آمدم زیرآبی بروم یک بخش نقلی و کوچولو و در دسترس این کنار (یعنی سمت چپ) برای روزنوشته ها درست کنم که با دست به یکی کردن بلاگفا، وردپرس و گوگل عاقبت دیدم که نمی توانم.

مربوط: تجربه جالبی بود. هنوز هم اگر پایش بیفتد می توانم یک طراح و برنامه نویس وب سایت باشم، البته اگر نخواهم مفت خورانه از سرورهای مجانی استفاده کنم!

|+| نوشته شده توسط آرش به تاریخ سه شنبه یازدهم فروردین 1388 و ساعت 21:45 

 خورشید

سوگند به خورشید و پرتوافشانی­اش. و سوگند به ماه چون از آن پیروی کند. و سوگند به روز چون روشنش دارد. و سوگند به شب چون آن را فروپوشد. و سوگند به آسمان و آنکه آن را برافراشت. و سوگند به زمین و آنکه آن را بگسترد.
و سوگند به نفس انسان و آنکه آن را سامان داد. آنگاه نافرمانی و پرهیزگاری­اش را در آن الهام کرد. به راستی هرکس که آن را پاکیزه داشت رستگار شد و به راستی هر کس که آن را فرومایه داشت، نومید شد.
قوم ثمود با طغیانش انکار پیشه کرد. آنگاه که شقاوت پیشه­ترینشان بر پاخاست. حال آنکه پیامبر خدا به آنان گفته بود این شتر خداوند است، او و بهره­ی آبش را رعایت کنید. سپس او را دروغ­زن شمردند و آن را پی کردند. آنگاه پروردگارشان آنان را به گناهشان به یکسان نابود ساخت و از عاقبت کارش نترسید.

از کتاب قرآن، نوشته­ی خدا، ترجمه بهاءالدین خرمشاهی.
مربوط1 : یک داستان کاملا مدرن بود. به خصوص انتخاب نام و فضاسازی­اش محشر است.

|+| نوشته شده توسط آرش به تاریخ شنبه هشتم فروردین 1388 و ساعت 16:15